تهران، هوای سربی آذر، ولی عصر
دور از نشاط صبح و کبوتر، ولی عصر
سرسام بنزها و صدای نوارها
شب‌های بی چراغ و مکدّر، ولی عصر

خاموش در بنفش مه و آسمان خراش
در برزخی سیاه شناور، ولی عصر
پنهان در ازدحام کلاغان بی اثر
زیر چنارهای تناور، ولی عصر

خالی از اتفاق رسیدن تمام روز
دلگیر و سرد و دلهره آور، ولی عصر
با لنزهای آینه‌ای پرسه می زنند
ارواح نیمه‌جان زنان در ولی عصر

مانند یک جذامی از خود بریده است
در های و هوی آهن و مرمر، ولی عصر
یک روز جمعه سر زده آقا بیا ببین
تو نیستی چه می گذرد در ولی عصر!؟


شعر : سید امیرمهدی امین